جوک (جمله سازی ترکها)

 

به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!

 

به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

 

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

 

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال  شماه كه سوار   بنزين!

به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

 

به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم    توكيو؟!

 

به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

 

به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

 

به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!

 

به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

 

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

 

به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

 

به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!

 

به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

 

به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

 

به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

 

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

 

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور    ميشم!

 

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

 

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.

 

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!

 

به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: كس ‌كشا ورزش كنيد!

 

به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!

 

به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟

 

به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.

 

به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!

 

به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!

 

به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!

 

به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم!

 

به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه

 

به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه

 

به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.

 

به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن   شمال!

 

به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون!

 

به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!

 

به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!

 

به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كونمونه.

 

به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

 

به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

 

به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس   گرفتیم!!!

 

به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن!!!

                               امیدوارم لذت برده باشید

عشق ناگفتنی

   

  با طمئنينه بيا برسرقبرم كه هنوز               

                                                دلم ازشوق صداي قدمت مي لرزد

  پاي خود برسرقبرم بگذاروبگذر              

                                               كه به زيرقدمت خاك شدن مي ارزد

                    بگوآن روزكه چشمم به در و راه توبود    

                     چه خطايي چه گناهي زدل من سرزد

 كه هواي دل عاشق به دوچشم سيهت        

                                                به يكي لحظه زقابت به نگاهي پرزد

 توبگو اين دل عاشق بجز ازكلبه تو              

                                                به كدامين دل بي كلبه بي در،زد

 

ما كه مُرديم زدست دل عاشق كشت اي

                    پادشاهي كه دل ما به سرايش پر زد

شادمهر عزیز

 دانلود موزیک شادمهر ( محال )

 

 

DOWNLOAD

اینم آهنگ جدید شادمهر :

   آغوش را اینجا دانلود کنید

سلام . قابل توجهاونهایی که این آهنگ ها را دانلود می کنند : بدونن که این آهنگ تصویری هست . امید وارم  خوشتون بیاد .

 


ترک اعتیاد



متن سخنانم در گردهمایی سالانهء سازمان !SHARE را با شما در میان می گذارم:

"با سلام و تشکر از سازمان !SHARE،

از دیدگاه من مواد مخدر یکی از ویران کننده ترین و خطرناک ترین اسلحه ها و بزرگترین مشکل جامعهء بشری است، که هیج مرز و بومی نمی شناسد و به اعتقاد من اعتیاد مادر آسیب های اجتماعی می باشد. چرا که زمینهء آمادگی به درگیر شدن و تخریب دیگر آسیب ها، مثل افسردگی، طلاق، دختران فراری، فقر، فحشا، خودکشی، کودکان خیابانی و مشکل پناهندگی را تشدید می کند و هیج انسانی در این کرهء خاکی از هیولای اعتیاد و یا اثرات آن مصون نمی باشد.

با اینکه می دانید مسئلهء مواد مخدر در دنیا تابع ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی است، و تحلیل گران درآمد حاصله از آن را با نفت و اسلحه در یک ردیف می دانند. ما نه فقط از بیان و گفتن واقعیات جامعه می ترسیم، از شنیدن آن نیز وحشت می کنیم.

اعتیاد، ایدز و دیگر آسیب ها واقعیت جامعهء ماست، که می تواند حقیقت نداشته باشد، ولی فاجعه زمانی اتفاق می افتد که ما آنرا انکار کنیم.
بیاییم قبل از رشد بیشتر این فجایع با انقلابی که نیاز به اعتقاد و همدلی تمام افراد جامعه دارد، با همکاری و دعوت از تمام سازمان های فعال دور دنیا، بدور از مسائل سیاسی و مذهبی، با سم زدائی نه فقط مواد مخدر، بلکه سم زدائی فکری، تعصب، انکار، توهم و وحشت، در کنار هم به مبارزه با این هیولای اجتماعی که انسانها را اسیر خود می کند و آزادی شان را می گیرد، مبارزه کنیم.

من مدت 27 سال است که از سرزمین زیبا و ثروتمند خود، چه از نظر مادی و چه معنوی، به اینجا کوچ کرده ام. متأسفانه بی توجهی، ناآگاهی و پنهانکاری مسئولین، و از طرفی بخاطر ساختار سیاسی مملکتم، آمار رشد اعتیاد در این 27 سال از 3% به 63% رسیده، و طبق آخرین آمار بیش از 32 میلیون نفر از 70 میلیون جمعیت کشورم درگیر بیماری اعتیاد هستند، که رشد آن 3 برابر رشد جمعیت است. به نظر من، اگر سازمان های بین المللی و حقوق بشر توجه و اقدامی قاطعانه در این مورد نکنند، این بیماری همچنان به پیشرفت خود در جهت نابودی جامعه ادامه خواهد داد و گریبان نسل های آینده را نیز خواهد گرفت.

یکی دیگر از آسیب هایی که کشورهای دنیا را تهدید میکند که ما هم به نوعی درد و رنج آن را لمس کرده ایم، هجوم پناهندگانی است که خواسته یا ناخواسته کشورشان را ترک کرده اند. از سرزمین من سالی بیش از 190 هزار نفر به کشورهای مختلف پناهنده می شوند و نقض کنوانسیون ژنو 1951 از طرف دولت ها باعث گردیده که فرزندان پناهندگان در معرض آسیب هایی مثل افسردگی، فرار از خانه و اعتیاد قرار گیرند.

چون اعتیاد یک بیماری تکرار، انکار و پنهانکاری است، و آنهایی که از این بیماری درد و رنج می کشند، و زندگی می کنند تا بسوزند و می سوزند تا زندگی کنند، ما می بایست با آگاهی دادن و با پیام امید و پیشگیری برای فرزندان آینده، پلی باشیم که کارسازترین و با صرفه ترین راه مبارزه است.
با استفاده از نقش رسانه های همگانی، نه بصورت مقطعی و موقت بلکه بطور مرتب و تکرار پیام رسانی، چهرهء واقعی این بیماری را برای مردم آشکار کنیم.

ماهیت حرفهء اصلی من در برگیرندهء سفرهای متعدد به دور دنیاست. از این رو تصمیم گرفتم این موقعیت برای اشاعهء پیام امید، آگاهی و راهکارهای پیشگیری را با برگزاری سمینارها، و با دعوت از متخصصین در همهء زمینه ها فراهم کنم. در این راستا، مدت 3 سال است که از طریق برنامه های آموزشی که از رادیو و تلویزیون های سراسری پخش می گردد، با استفاده از سه اصول آگاهی رسانی، مبارزه و پیشگیری، به مبارزه با آسیب هایی که بخصوص جوانان و نسل آینده را گریبانگیر است، بعد گسترده تری بدهم.

حاصل تجربهء سفرهای حرفه ای من رسیدن به این اصل دردناک است که نه تنها هموطنانم در داخل، بلکه اکثر آنان که درد و رنج پناهندگی را در سراسر دنیا منجمله در کشورهایی که خود مدعی حقوق بشرند، می کشند، از آسیب های اجتماعی مصون نیستند، و این نیاز مبرم به توجه سازمان حقوق بشر را تشدید می کند.

در اینجا مایلم طرحی را پیشنهاد کنم که بر اساس آن سازمانی بین المللی برای مبارزه ای علمی و سازنده با بیماری اعتیاد در سطحی جهانی تأسیس گردد، و هنرمندانی که خود را در مقابل جامعه و بشریت مسئول می دانند، با بهره گیری از رابطهء عاطفی و عشق بین هنر و هنرمند و مردم، در راه آگاهی، مبارزه و پیشگیری از این درد و رنج خانمان سوز جهانی همصدا شوند، و در کنار هم با همدلی در این هدف مقدس همگام باشند.

با سپاس و تشکر مجدد."

برای تو و من

برای تو
اگر  از ظلمت  ره  می ترسی

                                             چلچراغ  نگهم  را  به  تو  خواهم  بخشید

روشنا یهای  تنم را  که  نشان  سحرند به  تو  خواهم  بخشید

اگر از  دوری ره می ترسی

                            دستهایم   را  که  پلی بر  روی  زمان می بندند

                                                                     به  تو  خواهم بخشید

اگر  از  تنگی  چشم  دگران  ، اگر  از  حرف  کسان  می ترسی

                                      من  جدا  از  دگران  به  تو   خواهم  پیوست

خویشتن  را  در  تو  گم  خواهم  کرد

               و  اگرترس  تو  از  خویشتن  است               

                  من  تو  را  در  رگ  و  هستی خویش ، در  همه ی ذرات وجودم

    که  پر  از  خواهش  توست

                              محو  و  گم  خواهم  کرد

من  وفا  و  تمامی  دل  عاشق  خود  را  بی  بهانه

                                                                     به  تو  خواهم  بخشید

تا  تو  از  من  باشی

                                       تو  بیا

تو  بیا،که  اگر  آمدنت  دیر   شود

                                و  اگر  آمدنت  قصهی  پوچی  باشد

من    تو  را  ای  همه  خوبی !

                                        تا  دم  مرگ  نخواهم   بخشید.

 

اولین اشتراک

اولین ماه رمضان مشترک
دیروز یکی از بهترین و قشنگترین روزهای زندگی من بود خورشید عزیزم منو به اولین افطاری مشترکمون دعوت کرده بود  هرگز انتظار چنین کاری رو نداشتم با هم رفتیم

          بوف  بوف1

                   من اونجا طعم بزرگترین خوشمزه ترین   پیتزای زندگیمو چشیدم !!!

 شاید فکر شو هم نمی تونستم بکنم که اینقدر به من خوش بگذره دیشب کلی از اولین هامون و رو تجربه کردم اولین ماه رمضان  اولین شبی که با هم بیرون شام خوردیم اولین پیتزای خانواده  اما بعد از افطار حرکت به سوی پارک آرزوهامون جایی که اولین بار دست هم و گرفتیم و برای اولین بار برای همدیگه شدیم پارکی که از همه رازها و قولها و حرفها و آرزوهای بزرگ ما خبر داره پارک..............

                                       پارک آرزوها

                      به امید روزی که در این بلاگ عکس از سه نفریمون بذاریم ......

                                    آرزو

دلم
باز خواب بودی زنگ زدو پروندمت

و با بد اخلاقی گفتی آدم تو خواب ناراحت نیست

دیگه زیاد بهت نمی زنگم

شایدم تو منو لوس خودت کردی که همیشه نرم می خوام بحرفی

 

من از بی کسی های بی انتها

میان  حریقی  ز  هذیان و  تب

به دنبال دستی پر  از سادگی

تو  را یافتم  در  نفسها ی شب

برای  عبور  از  دل  بی کسی

شدی تکیه گاهم ، شدی مرهمم

تو را خواستم ، شک نکردم  به  عشق

اگرچه پر از آیه های  غمم

غریبی  مکن با من شب  زده

مرا با خودت تا  به  رویا ببر

کمک  کن  که بگذارم  این  بغض  را

کنارت ،  برای ابد پشت  سر

زمانی  که  غمگین ترین  می شوم

پر  از  بی  پناهی  شبیه  غروب

برایم  تویی  فرصت  زندگی

تویی  بهترین  فصل  یلدای  خوب

برای  بریده  نفس های  من

برای قدم های  لرزان  من

تویی  فاتح  مرز  دلواپسی

تویی  حرف آغاز  و پایان  من


شکست قلب

موضوع: شکستن دل کلاغ

زمان:          ۱۵/۷/۸۴

مکان: تو ماشین امید جلوی چشم دوستم

شرح حادثه: هر زمان آقا کلاغه عصبی و کلافه بود اگه چیزی بگه به خورشید خانموش (به عبارتی سرکوفت بزنه)نه تنها یک جواب گنده تر میخوره ( به عبارتی تو دهنی) آخر سر هم کلاغه از حرفش پشیمون میشه و به غلط کردن میافته

توضیحات: شب به اتهام دروغگویی محکوم شدم

امید همیشگی

بچه که بودیم به نظرمون خوشبختترین اونی بود که اسباب بازی های بیشتری داشت.
بزرگتر که شدیم فکر کردیم اون فرد درسخون تره
سن که بالاتر رفت دیدیم همه چیز پوله
ولی بعدنا که به خونه آخر بازی برسیم فکر کنم نظرمون بازم عوض شه ولی نمی دونم آیا امید که تو همه ی این مراحل همرامون بود بازم کنارمون باشه یا نه!!

مهربون من !

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه!
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!
من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو!

با سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان از این وبلاگ :

در این وبلاگ سعی خواهد شد داستان هایی براساس واقعیات در غالب داستانهای عشقی و داستانهای سرگرم کننده همراه با دانلود یکسری نرم افزار قرار گیرد .

سعی کنید با نظرات و پیشنهادات خود ما را در هرچه بهتر شدن آن یاری نمایید .

با تشکر / donya .