دلم ...
وقتي گلدون خونمون شکست
پدرم گفت: قسمت اينبود
مادرم گفت: هيف شد
خواهرم گفت: قشنگ بود
داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم
اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
وقتي گلدون خونمون شکست
پدرم گفت: قسمت اينبود
مادرم گفت: هيف شد
خواهرم گفت: قشنگ بود
داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم
اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیبا ست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیدا ست
من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویا ست
در خانه ی احساس اگر زمزمه ای است
آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست
من قایق آواره ی دریای تو هستم
خوب است بدانی که دلم عاشق دریا ست
در حسرت دیدار تو می سوزم و امٌا این دست خودم نیست به حق روی تو زیباست
برای اونیکه خودش میدونه زیباست
مهربانم بگذار بی هیچ غروری بگویم :
من به درختانی که هر بعد از ظهر ساعتی مانده به غروب خورشید از کنارشان می گذری حسودی ام می شود.
من به هوا که همیشه به درون تو سفر می کند و گرم و پر شور باز می گردد حسودی ام می شود.
من به سنگریزه هایی که هر روز بر آنها قدم می گذاری و دیوارهایی که هر روز از کنارشان می گذری حسودی ام می شود.
حتی اگر همه دفترها مال من باشند و همه درختان بخاطر من مداد بشوند. باز هم نمی توانم گوشه ای از نگاهت را معنا کنم.
قاصدک غم دارم غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من٬ همه از خویش مرا میرانند
همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند مادر من غمهاست
قاصدک! دریابم روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم غم به اندازه ی سنگینی عالم دارم
قاصدک غم دارم غم من صحراهاست افق تیره ی او ناپیداست
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی
و به تنهایی خود در هوس عیسایی
و به عیسایی خود منتظر معجزه ای غوغایی
قاصدک زشتم من زشت چون سنگ خارا زشت مانند زال دنیا
قاصدک حال گریزش دارم می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا نا پیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست ..
بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
به جای ماه تو پرتو فشان به خانه من
عزیزم به شوق روی تو من زنده ام خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه من