دروغ ساده

شب مهتاب و چشما بازم از ياد تو خيسه،ديگه عادت شده با بغض باسه تو مينويسه،کاش ميفهميدی که قلبم خونه آرزوهات بود،يه نفس تنها نبودی هميشه دلم باهات بود،آسمونو ماه نقرش با يه عالمه ستاره،شاهدم که اين بريدن ديگه برگشتی نداره،رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود،حال بغضای شبونم به خدا مال خودت بود،سهم چشمای تو بودن توی دنيا هر چی داشتن
واسه خاطر نازش جونم و گرو گذاشتم ،يه دروغ ساده اما قصه ما رو به هم زد،سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد،و پشيمون شدی و من حالا صندوقچه دردم
سخته اما باورش کن ديگه بر نميگردم،اما يادت باشه هر بار مثه گوله های بهمن،خيليا قربونيای بی گناه دو تا حرفن،ساده نباش، ساده نباش،وقتی همه رنگ ميبازن،ياد بگير از اون آدما
که مارش جنگ و ميسوزوند،بايد که تو ياد بگيری مثه همه آدما شی،خوب بتونی دروغ بگی،عشقو تو نطفه بکشی،اين آدما که ميبينی ترانه دخلی ميکنن
بی قانونی قانونشون دروغ ميگن به تو، به هم

  تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت

  می خواد اونو از رویاهات بگیری و در واقعیت بغلش کنی ...                   

 من هم این دو روز که باهاش حرف نزدم اونطوری شدم .... دلم براش خیلی تنگ شده ...

  وقتی دونستم که ناراحت دل من هم گرفت به این فکر کردم که:

  آدم باید دنبال ظواهر نره اونا می تونه قولمون بزنه             

  دنبال ثروت نره چون که به راحتی از کفت میره

  می گن دنبال کسی برو که خنده رو لبات بشینه و قلبت لبخند بزنه

  چون فقط با لبخند میشه کاری کنی که یک شب تاریک روشن به نظر برسه

  آدم همیشه آرزو می کنه اون خوابی رو که می خواد ببینه

  اونجایی بره که همیشه دلش می خواد        

  اونی باشه که دلش می خواد باشه چون که آدم فقط یه بار زندگی می کنه و فقط یه فرصت

  داره واسه انجام تمام خواسته هایی که دلش می خواد انجام بده

  آلان عشقم تو هم این کارا رو بکن ...                    

  بذاز اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه                             

  می دونم خیلی کار و مشکلات داری ولی اینم بدون که با اینا هم آزمایش و هم این که قوی

  می شیم ماها

  ما آدما اونقدر غم داریم که انسان نگه همون می داره مگه حیون هم غم داره ؟

  و اونقدر امید داشته باش به زندگی که شاد نگهت داره        

  شاد ترین آدم ممکن بهترین چیزا رو نداشته باشه

  وقتی به دنیا اومدیم گریه می کردیم

  و کسایی که دورو برمون بودن می خندیدن            

  پس یه جوری زندگی کنیم که آخرش ما کسی باشیم که می خندیم و کسایی که دو رو برمون

 هستن گریه کنن...  پس یه کم به فکره خودت باش

  مامانم همیشه میگه :

  ارزش عمر بر تعداد نفسهایی که فرو می بری نیست

   بلکه لحظه های یست که نفسمون رو بیرون می دمیم